روانشناسی
اعظم اکرمی؛ احمد غضنفری؛ رضا احمدی
چکیده
هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته آموزش راهبردهای انگیزشی و مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان بر رشد اجتماعی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه است. در بخش تدوین بستۀ آموزشی، نخست اهداف محتوی مناسب تهیه و در نهایت پس از اعمال نظر متخصصان این حوزه، بستۀ اموزشی تدوین گردید. میزان شاخص روایی (CVI) و نسبت روایی ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته آموزش راهبردهای انگیزشی و مقایسه اثربخشی آموزش راهبردهای انگیزشی و آموزش تنظیم هیجان بر رشد اجتماعی دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه است. در بخش تدوین بستۀ آموزشی، نخست اهداف محتوی مناسب تهیه و در نهایت پس از اعمال نظر متخصصان این حوزه، بستۀ اموزشی تدوین گردید. میزان شاخص روایی (CVI) و نسبت روایی محتوا (CVR) برای تمامی هدفها در این بستۀ آموزشی بالا بود. از اینرو، بستۀ آموزش راهبردهای انگیزشی در 8 جلسۀ نود دقیقهای تدوین گردید. در بخش بررسی اثربخشی روش پژوهش حاضر، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعۀ آماری این پژوهش شامل کلیۀ دختران در حال تحصیل در دورۀ دوم متوسطه در شهر فولادشهر در سال تحصیلی 1402-1403 بود. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه رشد اجتماعی وایتزمن بود. در تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس اندازگیری مکرر طرح آمیخته برای بررسی معنیداری اختلاف میانگین در گروهها استفاده شد. نتایج نشان داد که میانگین نمرات متغیر رشد اجتماعی به صورت (223/57=F ، 000/0= P) و میزان اثر 732/0 به دست آمد که بیانگر آن است که بین گروههای آزمایش و گواه تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین، بین میانگین نمرات متغیرها در گروههای آزمایش با گواه تفاوت معناداری وجود داشته است (05/0> P)؛ به طوری که مشخص شد اثرگذاری دو روش آموزش راهبردهای انگیزش و تنظیم هیجان را بر رشد اجتماعی و مؤلفههای آن تایید میکند. روش آموزش راهبردهای انگیزشی در رشد اجتماعی به طور معناداری از روش تنظیم هیجان موثرتر بوده است و پایداری اثر آموزش تایید شد.
حبیبه خاتون قبادی؛ طیبه شریفی؛ احمد غضنفری؛ مریم چرامی
چکیده
مقدمه: پایین بودن خودکارآمدی و پرخاشگری در ﻫﻤﻪ فرهنگها دﯾﺪه میشود و از شایعترین ﻣﺸﮑﻼت در دانشآموزان ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻧﺎراﺣﺘﯽ و ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ دﯾﮕﺮان ﺷﺪه و ﺑﻬﺪاﺷﺖ رواﻧﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﻣﺨﺘﻞ میکنند. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش گروهی مدیریت خشم و توانمندسازی روانی-اجتماعی بر پرخاشگری و خودکارآمدی ...
بیشتر
مقدمه: پایین بودن خودکارآمدی و پرخاشگری در ﻫﻤﻪ فرهنگها دﯾﺪه میشود و از شایعترین ﻣﺸﮑﻼت در دانشآموزان ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻧﺎراﺣﺘﯽ و ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ دﯾﮕﺮان ﺷﺪه و ﺑﻬﺪاﺷﺖ رواﻧﯽ ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﻣﺨﺘﻞ میکنند. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش گروهی مدیریت خشم و توانمندسازی روانی-اجتماعی بر پرخاشگری و خودکارآمدی اجتماعی بود. روش: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. در این پژوهش جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 به تعداد 125110 نفر دختر بودند و با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس تعداد 90 نفر از آنان انتخاب و در سه گروه (هر گروه 30 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروههای آزمایش تحت هر کدام 12 جلسه 90 دقیقهای آموزش مدیریت خشم و آموزش توانمندسازی روانی-اجتماعی قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکردند و در لیست انتظار باقی ماندند. از پرسشنامه پرخاشگری و خودکارآمدی اجتماعی به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دستآمده از اجرای پرسشنامهها از طریق نرمافزار SPSS نسخه 24 با تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد هر دو درمان مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر کاهش پرخاشگری و افزایش خودکارآمدی اجتماعی دانشآموزان اعمال کردند (05/0>P). افزون بر این نتایج نشان دهنده آن بود که آموزش گروهی مدیریت خشم اثربخشتر از گروه توانمندی روانی-اجتماعی در کاهش پرخاشگری و افزایش خودکارآمدی اجتماعی بود(05/0>P). نتیجهگیری: میتوان نتیجهگیری کرد که، آموزش مدیریت خشم و توانمندی روانی-اجتماعی را به عنوان ابزارهای حمایتی و مؤثر جهت کاهش پرخاشگری و افزایش خودکارآمدی اجتماعی به شمار آورد و از آن به ویژه برای نوجوانان سود جست.