روانشناسی شناختی
ثمیلا ارضرومچیلر؛ زهره رافضی
چکیده
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر پاسخگویی به این پرسش است که آیا کارکردهایی مرتبط با هیجان از قبیل تصمیمگیری مخاطرهآمیز و نظریه ذهن در همه افراد تحت تأثیر القای غم و شادی، به یک اندازه دچار تغییر میشود یا با توجه به سطوح مختلف پردازش هیجانی، افراد بعد از تجربه این هیجانها به طور متفاوتی واکنش نشان میدهند. روش: به منظور بررسی این پرسش ...
بیشتر
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر پاسخگویی به این پرسش است که آیا کارکردهایی مرتبط با هیجان از قبیل تصمیمگیری مخاطرهآمیز و نظریه ذهن در همه افراد تحت تأثیر القای غم و شادی، به یک اندازه دچار تغییر میشود یا با توجه به سطوح مختلف پردازش هیجانی، افراد بعد از تجربه این هیجانها به طور متفاوتی واکنش نشان میدهند. روش: به منظور بررسی این پرسش تعداد 60 داوطلب، در محدوده سنی 40 – 18 سال با روش نمونه گیری در دسترس وارد شدند. پس از ارزیابی خلق با پرسشنامه افسردگی بک و سنجش پردازش هیجانی به وسیله مقیاس باکر، به طور تصادفی در یکی از گروههای القای شادی، القای غم و کنترل قرار گرفتند. جهت القای حالتهای هیجانی، روشهای پخش فیلم کوتاه و تصویرسازی ذهنی به کار گرفته شدند. سپس آزمون نرم افزاری آیوا (Iowa) و آزمون ذهنخوانی از طریق چشم اجرا شدند. یافتهها: نتایج به دست آمده با به کارگیری روش تحلیل واریانس تک متغیره (ANOVA) نشان دادند که در این پژوهش القای هیچکدام از هیجانهای شادی و غم تأثیر معناداری بر میزان نظریه ذهن و تصمیمگیری مخاطرهآمیز شرکتکنندگان با سطوح متفاوت پردازش هیجانی نداشته است. نتیجهگیری: از این یافتهها چنین برداشت میشود که قرار گرفتن در معرض هیجانهای شادی و غم با شدت متوسط تا نسبتاً زیاد در کوتاه مدت (کمتر از یک ساعت)، نمیتواند سطح کارکردهای نظریه ذهن و تصمیمگیری مخاطرهآمیز را در افراد مختلف با سطوح پردازش هیجانی متفاوت به طور قابل ملاحظهای در جهت بهبود یا اختلال عملکرد تغییر دهد.