روانشناسی اجتماعی
سید مجتبی عقیلی؛ عاصمه مهینی؛ انسیه بابایی؛ میترا نمازی
چکیده
مقدمه: خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است ثبات یا ناپایداری آن بر اعضای خانواده و جامعه اثر میگذارد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ادراک از نحوه فرزندپروری، طرحوارههای ناسازگار اولیه و هوش معنوی در دختران با و بدون والدین مطلقه شهر گرگان بود. روش: این مطالعه، یک پژوهش توصیفی از نوع علّی_مقایسهای بود. جامعهآماری کلیه دانشآموزان دختر ...
بیشتر
مقدمه: خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است ثبات یا ناپایداری آن بر اعضای خانواده و جامعه اثر میگذارد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ادراک از نحوه فرزندپروری، طرحوارههای ناسازگار اولیه و هوش معنوی در دختران با و بدون والدین مطلقه شهر گرگان بود. روش: این مطالعه، یک پژوهش توصیفی از نوع علّی_مقایسهای بود. جامعهآماری کلیه دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر گرگان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تعداد 150 دانشآموز (75 دانشآموز با والدین مطلقه و 75 دانشآموز دیگر) با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامههای ادراک از نحوه فرزندپروری بامریند (1972)، طرحوارههای ناسازگار اولیه یانگ (1998) و هوش معنوی کینگ (2008) بود. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیری و نرمافزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که بین دختران با و بدون والدین مطلقه از لحاظ ادراک از نحوه فرزندپروری، طرحوارههای ناسازگار اولیه و هوش معنوی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P). نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که دانشآموزان با والدین مطلقه در طرحوارههای حوزه بریدگی و طرد، محدودیتهای مختل و گوش به زنگی مفرط؛ سبک فرزندپروری سهلگیرانه و مستبدانه و هوش معنوی کمتری نسبت به سایر دانش آموزان داشتند و توجه به اصلاح آنها بایستی مدنظر متخصصین رواندرمانی قرارگیرد.