روانشناسی
مبینا ترخان؛ سیدموسی کافی ماسوله؛ ایرج شاکری نیا؛ اشکان ناصح؛ مرتضی ترخان
چکیده
این پژوهش به منظور مقایسه اثربخشی درمانهای مبتنی بر شفقتورزى و هیجانمدار بر خودآگاهی هیجانی و تحمل آشفتگی زنان دچار طلاق عاطفی انجام گرفته است. روش تحقیق این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد کل جامعه آماری ۶۷ نفر از زنان دچار طلاق عاطفی بودند که جهت حل تعارضات زناشویی به مرکز مشاوره رهنما ...
بیشتر
این پژوهش به منظور مقایسه اثربخشی درمانهای مبتنی بر شفقتورزى و هیجانمدار بر خودآگاهی هیجانی و تحمل آشفتگی زنان دچار طلاق عاطفی انجام گرفته است. روش تحقیق این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد کل جامعه آماری ۶۷ نفر از زنان دچار طلاق عاطفی بودند که جهت حل تعارضات زناشویی به مرکز مشاوره رهنما شهرستان تنکابن رجوع کردند. از بین آنها بر اساس نمرات پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن، ۴۵ نفر بطور هدفمند انتخاب و بطور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. شرکتکنندگان با پرسشنامههای خودآگاهی هیجانی ریفی و همکاران و تحمل آشفتگی سیمنونی و گاهر ارزیابی شدند. گروه آزمایشى اول ۸ جلسه ۹۰ دقیقه درمان شفقتورزی و گروه آزمایشی دوم ۹ جلسه ۹۰ دقیقه درمان هیجانمدار را دریافت کردند و گروه کنترل آموزشی در این زمینه دریافت نکرد. مجدداً پرسشنامهها به هر سه گروه داده شد. دادهها با تحلیل کوواریانس مورد پردازش قرار گرفتند. نتایج نشان داد، هم درمان مبتنی بر شفقتورزی و هم درمان هیجانمدار تأثیر معناداری بر افزایش خودآگاهی هیجانى و تحمل آشفتگى داشتند. اما درمان مبتنی بر شفقتورزی تأثیر بیشتری بر روی تحمل آشفتگی و درمان هیجانمدار تأثیر بیشتری بر خودآگاهی هیجانی داشته است. بطور کلی درمانهای مبتنی بر شفقتورزى و هیجانمدار، دو روش درمانی مناسب جهت افزایش خودآگاهی هیجانی و تحمل آشفتگی زنان دچار طلاق عاطفی میباشند.
روانشناسی اجتماعی
جاوید تکجو؛ ایرج شاکری نیا؛ سید ولی اله موسوی؛ سجاد رضائی
چکیده
مقدمه: عدمصداقت، رفتار فراگیری است که همراه با منفعت شخصی و زیان رساندن بهفرد، گروه دیگر یا جامعه است. بنابراین هدف این پژوهش سنجش گروهی میزان و انگیزههای عدمصداقت و مقایسه آن در مردان و زنان است.روش: پژوهش حاضر بهصورت طرح پسآزمون با دو گروه مردان و زنان (مطالعه تکضربه ای) انجام میشود. جامعه آماری متشکل از دانشجویان مقطع ...
بیشتر
مقدمه: عدمصداقت، رفتار فراگیری است که همراه با منفعت شخصی و زیان رساندن بهفرد، گروه دیگر یا جامعه است. بنابراین هدف این پژوهش سنجش گروهی میزان و انگیزههای عدمصداقت و مقایسه آن در مردان و زنان است.روش: پژوهش حاضر بهصورت طرح پسآزمون با دو گروه مردان و زنان (مطالعه تکضربه ای) انجام میشود. جامعه آماری متشکل از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه گیلان است. نمونه پژوهش حاضر شامل 189 دانشجو است که بهروش نمونهگیری هدفمند و براساس ملاکهای ورود و خروج انتخاب شده و در دو گروه مردان (92 نفر) و زنان ( 97نفر) قرار گرفتند و از روش پرتاپ تاس (فیشباخر، 2013) برای سنجش میزان و انگیزههای عدمصداقت استفاده شد و دادههای حاصل با کمک آزمون دوجملهای تحلیل شد. بهمنظور مقایسهی میزان و انگیزههای عدمصداقت در دو جنس بهترتیب از آزمون t مستقل و آزمون خیدو استقلال استفاده شد.یافتهها: نتایج نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از مردان (z=4.78, df=91, p<0.001)، زنان (z=1.71, df=96, p<0.05) و کل شرکتکنندگان (z=4.66, df=188, p<0.001) با انگیزه «انسان اقتصادی» دستبه رفتار عدمصداقت زدهاند. انگیزه «تصویر منِصادق» در مردان (z=1.15, df=91, p<0.045)و رفتار محافظهکارانه در زنان (z=1.71, df=96, p<0.05) در مواجهه با رفتار عدمصداقت مشاهده شد. همچنین مردان و زنان در میزان رفتار عدمصداقت (t=1.15, df=187, p<0.175) و انگیزه انسان اقتصادی (χ²=2.805, df = ... ,p<0.093) تفاوت معناداری نداشتند.نتیجهگیری: باتوجه به یافتهها، دستیابی به سود حداکثر، در افراد برانگیزانندهی رفتار عدمصداقت است و هچنین در مردان و زنان به ترتیب ارائه تصویر صادقانه از خویشتن و رفتار محافظهکارانه نمود بیشتری دارد.