روانشناسی اجتماعی
نیکو نوروزی؛ انسیه بابایی
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تعیین نقش عملکرد خانواده و احساس تنهایی در پیشبینی گرایش به اعتیاد به اینترنت در بین دختران مقطع متوسطه با والدین شاغل بود. روش: جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر مقطع متوسطه در سال تحصیلی 1401-1400 شهرستان هرسین با والدین شاغل بود که از این جامعه 162 نفر بر اساس جدول کرجسی– مورگان به شیوه نمونهگیری ...
بیشتر
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی تعیین نقش عملکرد خانواده و احساس تنهایی در پیشبینی گرایش به اعتیاد به اینترنت در بین دختران مقطع متوسطه با والدین شاغل بود. روش: جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر مقطع متوسطه در سال تحصیلی 1401-1400 شهرستان هرسین با والدین شاغل بود که از این جامعه 162 نفر بر اساس جدول کرجسی– مورگان به شیوه نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه های اعتیاد به اینترنت یانگ (1996)، احساس تنهایی نوجوانان راسل، پیلوا و فرگوسن (۱۹۷۸) و عملکرد خانواده اپشتاین، بالدوین و بیشاب (1950) استفاده شد. یافته ها: جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و آمار همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج بهدست آمده نشان داد که بین عملکرد خانواده با گرایش به اعتیاد به اینترنت رابطه منفی معنادار وجود دارد. همچنین بین احساس تنهایی با گرایش به اعتیاد به اینترنت رابطه مثبت معنادار وجود دارد) 01/0(p< . تحلیل رگرسیون نشان داد که عملکرد خانواده 314/0و احساس تنهایی 348/0 واریانس گرایش به اعتیاد به اینترنت را به طور معناداری پیش بینی نمودند() 01/0(p<. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که متغیرهای عملکرد خانواده و احساس تنهایی در گرایش به اعتیاد به اینترنت نقش تعیین کننده ای دارند.
روانشناسی اجتماعی
سید مجتبی عقیلی؛ عاصمه مهینی؛ انسیه بابایی؛ میترا نمازی
چکیده
مقدمه: خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است ثبات یا ناپایداری آن بر اعضای خانواده و جامعه اثر میگذارد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ادراک از نحوه فرزندپروری، طرحوارههای ناسازگار اولیه و هوش معنوی در دختران با و بدون والدین مطلقه شهر گرگان بود. روش: این مطالعه، یک پژوهش توصیفی از نوع علّی_مقایسهای بود. جامعهآماری کلیه دانشآموزان دختر ...
بیشتر
مقدمه: خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است ثبات یا ناپایداری آن بر اعضای خانواده و جامعه اثر میگذارد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ادراک از نحوه فرزندپروری، طرحوارههای ناسازگار اولیه و هوش معنوی در دختران با و بدون والدین مطلقه شهر گرگان بود. روش: این مطالعه، یک پژوهش توصیفی از نوع علّی_مقایسهای بود. جامعهآماری کلیه دانشآموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر گرگان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تعداد 150 دانشآموز (75 دانشآموز با والدین مطلقه و 75 دانشآموز دیگر) با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامههای ادراک از نحوه فرزندپروری بامریند (1972)، طرحوارههای ناسازگار اولیه یانگ (1998) و هوش معنوی کینگ (2008) بود. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیری و نرمافزار SPSS نسخه 24 استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که بین دختران با و بدون والدین مطلقه از لحاظ ادراک از نحوه فرزندپروری، طرحوارههای ناسازگار اولیه و هوش معنوی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P). نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که دانشآموزان با والدین مطلقه در طرحوارههای حوزه بریدگی و طرد، محدودیتهای مختل و گوش به زنگی مفرط؛ سبک فرزندپروری سهلگیرانه و مستبدانه و هوش معنوی کمتری نسبت به سایر دانش آموزان داشتند و توجه به اصلاح آنها بایستی مدنظر متخصصین رواندرمانی قرارگیرد.