روانشناسی شناختی
محمد صادق عطایی؛ محمدحسین عبداللهی؛ جعفر حسنی؛ ولی اله رمضانی
چکیده
هدف این مطالعه بررسی تاثیر القای تجارب هیجانی بر عملکرد حافظه کاری با توجه به باورهای فراشناختی مثبت و منفی دانشجویان بود. پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه خوارزمی بودند. 80 آزمودنی به روش غربالگری با پرسشنامه استاندارد فراشناخت ولز (1997) در 4 گروه باورهای ...
بیشتر
هدف این مطالعه بررسی تاثیر القای تجارب هیجانی بر عملکرد حافظه کاری با توجه به باورهای فراشناختی مثبت و منفی دانشجویان بود. پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه خوارزمی بودند. 80 آزمودنی به روش غربالگری با پرسشنامه استاندارد فراشناخت ولز (1997) در 4 گروه باورهای فراشناختی مثبت بالا، مثبت پایین، منفی بالا و منفی پایین قرار گرفتند. از تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر برای تحلیل دادهها استفاده شد. بر اساس یافتههای پژوهش، درگروه دارای خصوصیات بالای باورهای فراشناختی مثبت، عملکرد حافظه کاری پس از القای هیجانی مثبت، به شکل معناداری افزایش یافت اما بعد از القای هیجان منفی تغییری در عملکرد حافظه مشاهده نشد. در گروه دارای خصوصیات پایین باورهای فراشناختی مثبت، عملکرد حافظه کاری پس از القای هیجانی مثبت، به شکل معناداری افزایش یافت و پس از القای هیجانی منفی به شکل معناداری کاهش یافت. در گروه دارای خصوصیات بالای باورهای فراشناختی منفی، عملکرد حافظه کاری پس از القای هیجانی مثبت تغییری نکرد اما بعد از القای هیجانی منفی، به صورت معنادای کاهش یافت. در گروه دارای خصوصیات پایین باورهای فراشناختی منفی حافظه کاری پس از القای هیجانی مثبت، به شکل معناداری افزایش یافت و پس از القای هیجانی منفی به شکل معناداری کاهش یافت. براساس نتایج مطالعه، عملکرد حافظه در افراد با باورهای فراشناختی مثبت، بیشتر تحت تاثیر تجارب هیجانی مثبت و در افراد با باورهای فراشناختی منفی وابسته به القای هیجانها منفی است.
حمید ذوالفقاری؛ ایمان الله بیگدلی؛ علی مشهدی
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه کنشهای اجرایی (حافظه کاری، توجه پایدار و بازداری پاسخ) در افراد دارای اختلال احتکار و بهنجار انجام گرفت. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسهای بود و جامعه آماری آن را افراد مراجعه کننده به مرکز بهداشت شماره 3 شهر مشهد در نیمه نخست سال 1396 تشکیل میدادند. نمونه آماری شامل 30 از افراد دارای اختلال احتکار ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه کنشهای اجرایی (حافظه کاری، توجه پایدار و بازداری پاسخ) در افراد دارای اختلال احتکار و بهنجار انجام گرفت. روش: طرح پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسهای بود و جامعه آماری آن را افراد مراجعه کننده به مرکز بهداشت شماره 3 شهر مشهد در نیمه نخست سال 1396 تشکیل میدادند. نمونه آماری شامل 30 از افراد دارای اختلال احتکار و 30 نفر از افراد بهنجار بود. گردآوری داده ها با مصاحبه ساختاریافته، نسخه بازنگری شده رفتار ذخیرهای فراست و استکتی (سال)، آزمونهای کامپیوتریان- بک و دیداری- شنیداری صورت گرفت. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شد. یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که تفاوت معناداری میان افراد دارای اختلال احتکار و افراد بهنجار در پاسخهای درست (001/0=P، 55/38=F)، توجه پایدار شنیداری (001/0=P، 48/61=F) و توجه پایدار دیداری(001/0=P، 49/12=F) وجود دارد و افراد دارای اختلال احتکار از میانگین کمتری برخوردارند. در میانیگن زمان واکنش تفاوتها معنادار بوده (001/0=P، 36/684=F) و افراد بهنجار میانگین بالاتری داشتند. در بازداری پاسخ دیداری و شنیداری تفاوت معناداری به دست نیامد(05/0<P). نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که عملکرد افراد دارای اختلال احتکار در کنشهای اجرایی (حافظه کاری و توجه پایدار) ضعیف تر از افراد بهنجار است.
محمد اورکی؛ حسین زارع؛ زهرا عطار قصبه
دوره 6، شماره 2 ، بهمن 1396، ، صفحه 167-183
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسیتاثیر توانبخشی شناختی بر حافظه کاری و پیشرفت تحصیلی کودکان با اختلال ریاضی انجام شده است. روش: روش مطالعه حاضرنیمه آزمایشی باطرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه گواه است. 30 دانش آموزدختر با اختلال ریاضی پایه سوم تا پنجم ابتدایی که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسیتاثیر توانبخشی شناختی بر حافظه کاری و پیشرفت تحصیلی کودکان با اختلال ریاضی انجام شده است. روش: روش مطالعه حاضرنیمه آزمایشی باطرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه گواه است. 30 دانش آموزدختر با اختلال ریاضی پایه سوم تا پنجم ابتدایی که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل بکار گمارده شدند. گروه آزمایش در این مطالعه برنامه توان بخشی شناختی حافظه ویلسون را به مدت 8 جلسه دریافت کردند و گروه کنترل در انتظار دریافت مداخله باقی ماند. یافته ها: نتایج تحلیل کو واریانس نشان داد نمرات حافظه کاری و پیشرفت تحصیلیکودکان گروه آزمایش به شکل معنی داری افزایش یافته است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان گفت توانبخشی شناختی می تواند تا اندازه ایحافظه کاری و پیشرفت تحصیلی کودکان مبتلا به اختلال ریاضی را بهبود بخشد.
طیبه شاهمرادی فر؛ محمدحسین عبداللهی عبداللهی؛ جعفر حسنی
دوره 3، ویژه نامه ، اسفند 1393، ، صفحه 7-30
چکیده
هدف از مطالعه حاضر، بررسی تأثیر آموزش نظمجویی هیجان در قضاوت اخلاقی با توجه به ظرفیت حافظه کاری بود. بدین منظور، 158 نفر (45 مرد و 113 زن) از دانشجویان دانشگاه خوارزمی در این مطالعه شرکت کردند. تمام شرکت-کنندگان با استفاده از شاخص حافظه کاری مورد ارزیابی قرار گرفتند و بر اساس نمرات انتهایی توزیع دو گروه با ظرفیت حافظه کاری بالا و پایین ...
بیشتر
هدف از مطالعه حاضر، بررسی تأثیر آموزش نظمجویی هیجان در قضاوت اخلاقی با توجه به ظرفیت حافظه کاری بود. بدین منظور، 158 نفر (45 مرد و 113 زن) از دانشجویان دانشگاه خوارزمی در این مطالعه شرکت کردند. تمام شرکت-کنندگان با استفاده از شاخص حافظه کاری مورد ارزیابی قرار گرفتند و بر اساس نمرات انتهایی توزیع دو گروه با ظرفیت حافظه کاری بالا و پایین برای شرکت در جلسات آموزشی انتخاب شدند. هر گروه، 14 نفر (9 زن و 5 مرد)، به مدت ده جلسه تحت آموزش راهبردهای نظمجویی هیجان قرار گرفتند. قضاوت اخلاقی در پنج دسته مختلف (معماهای شخصی، شخصیآسان، شخصیدشوار، غیرشخصی و کنترل) که در سه مرحله ارزیابی شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل واریانس مختلط استفاده شد. نتایج نشان داد در پاسخهای سودگرایانه و زمان واکنش به معماهای قضاوت اخلاقی بین دو گروه با نمرات حافظه کاری پایین و بالا تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین یافتهها بیانگر این است که آموزش نظمجویی هیجان منجر به افزایش پاسخهای سودگرایانه در همه معماهای اخلاقی به جزء معمای کنترل شده است. افزون بر این موارد، آموزش نظمجویی هیجان در زمان واکنش به معماهای اخلاقی شخصی و نیز شخصیدشوارتأثیر داشته است. با توجه به یافتهها، به نظر میرسد آموزش نظمجویی هیجان در پاسخدهی سودگرایانه و زمان واکنش به معماهای اخلاقی بهویژه معمای اخلاقی شخصی تاثیر داشته است. این میتواند به عنوان یک شاخص بیانگر این باشد که چطور آموزش نظمجویی هیجان میتواند پاسخ هیجانی را در طول قضاوت اخلاقی تحت تاثیر قرار دهد.