مقاله پژوهشی
روانشناسی اجتماعی
مهدی حامدیخواه؛ مهدیه شفیعی تبار؛ مرضیه السادات سجادی نژاد
چکیده
با گسترش اینترنت و فناوریهای ارتباطی دیجیتال، نوع جدیدی از قلدری به نام قلدری سایبری شکل گرفته که از مهمترین چالشهای رفتاری نوجوانان در فضای مجازی محسوب میشود. این پژوهش با هدف پیشبینی قلدری سایبری بر اساس مسئولیتپذیری و شناخت اجتماعی با میانجیگری سواد رسانهای در دانشآموزان مقطع متوسطه دوم انجام شد. این مطالعه بنیادی ...
بیشتر
با گسترش اینترنت و فناوریهای ارتباطی دیجیتال، نوع جدیدی از قلدری به نام قلدری سایبری شکل گرفته که از مهمترین چالشهای رفتاری نوجوانان در فضای مجازی محسوب میشود. این پژوهش با هدف پیشبینی قلدری سایبری بر اساس مسئولیتپذیری و شناخت اجتماعی با میانجیگری سواد رسانهای در دانشآموزان مقطع متوسطه دوم انجام شد. این مطالعه بنیادی و روش آن توصیفی-مقطعی از نوع همبستگی است. جامعهی آماری شامل تمامی دانشآموزان مقطع متوسطه دوم شهرستان کمیجان در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود که ۲۳۵ نفر به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه تجربه قلدری–قربانی سایبری آنتونیادو و همکاران (۲۰۱۶)، مقیاس مسئولیتپذیری دانشآموزان لوئیس (۲۰۰۱)، پرسشنامه شناخت اجتماعی نجاتی و همکاران (۱۳۹۷) و آزمون سواد رسانهای جوانان شهر تهران قربانی و همکاران (۱۳۹۵) بود. تحلیل دادهها با روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مسئولیتپذیری و شناخت اجتماعی بهطور معناداری قلدری سایبری را پیشبینی میکنند (۰۵/۰>P). همچنین، سواد رسانهای تأثیر مستقیم و معناداری بر قلدری سایبری داشت (۰۵/۰>P). بررسی نقش میانجی نشان داد که سواد رسانهای، میانجی معناداری در رابطهی بین شناخت اجتماعی و قلدری سایبری است (۰۵/۰>P)، اما در رابطهی بین مسئولیتپذیری و قلدری سایبری این نقش معنادار نبود (۰۵/۰<P). بهطور کلی، این یافتهها نشان میدهد که اگرچه مسئولیتپذیری و شناخت اجتماعی نقش مهمی در پیشبینی قلدری سایبری دارند، اما تأثیر شناخت اجتماعی از طریق سواد رسانهای نیز قابلتوجه است. این نتایج بر اهمیت درک عوامل شناختی و رسانهای مؤثر بر قلدری سایبری تأکید دارد و میتواند به گسترش چارچوبهای نظری مرتبط با این پدیده در فضای مجازی کمک کند.
مقاله پژوهشی
روانشناسی
پردیس رئیس؛ حمیدرضا رضازاده بهادران؛ شکوه نوابی نژاد؛ فریبا حسنی
چکیده
این مطالعه با هدف تدوین مدل ساختاری اضطراب بر اساس باورهای غیرمنطقی با میانجیگری هوش هیجانی و تابآوری در دانشآموزان دختر دوره متوسطه اول انجام شد. هوشهیجانی که به توانایی درک، ارزیابی و مدیریت هیجانات خود و دیگران اشاره دارد و تابآوری، ظرفیت سازگاری با عوامل استرسزا، متغیر میانجی، فرض میشوند. روش پژوهش توصیفی-همبستگی ...
بیشتر
این مطالعه با هدف تدوین مدل ساختاری اضطراب بر اساس باورهای غیرمنطقی با میانجیگری هوش هیجانی و تابآوری در دانشآموزان دختر دوره متوسطه اول انجام شد. هوشهیجانی که به توانایی درک، ارزیابی و مدیریت هیجانات خود و دیگران اشاره دارد و تابآوری، ظرفیت سازگاری با عوامل استرسزا، متغیر میانجی، فرض میشوند. روش پژوهش توصیفی-همبستگی با استفاده از مدلسازی معادلاتساختاری (SEM) است. جامعه آماری شامل دانشآموزان دختر دوره اول متوسطه منطقه 8 تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 353 دانشآموز به روش تصادفی خوشهای به عنوان نمونه انتخاب شدند. دادهها با استفاده از مقیاس چندبعدی اضطراب کودکان (MASC)، مقیاس تابآوری کودکان و نوجوانان (CYRM-28)، آزمون باورهای غیرمنطقی جونز (IBT) و مقیاس هوشهیجانی شوت (SSRI) جمعآوری شدند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS و AMOS انجام شد. یافته ها نشان داد مدل پیشنهادی پس از اصلاحات، ازبرازش مناسبی برخوردار است. باورهای غیرمنطقی اثر مستقیم معناداری بر اضطراب داشتند (001/0 p<و 494/0=β) .با این حال، هوش هیجانی (05/0 p>و 046/0β=-)و تابآوری(05/0 p>و 005/0β=-) رابطه بین باورهای غیرمنطقی و اضطراب را میانجیگری نکردند. این یافتهها نقش برجسته باورهای غیرمنطقی در اضطراب نوجوانان را نشان میدهند و بر نیاز به مداخلات شناختی تأکید دارند. اگرچه هوشهیجانی و تابآوری این رابطه را میانجیگری نکردند، اثرات محافظتی مستقیم آنها پتانسیل مداخلات مستقل را نشان میدهد. این نتایج میتوانند در طراحی برنامههای مشاورهای و آموزشی برای کاهش اضطراب در دانشآموزان دختر مؤثر باشند.
مقاله پژوهشی
روانشناسی تربیتی
مهتاب بیرانوند؛ ملوک خادمی؛ زهرا نقش
چکیده
سازگاری اجتماعی دانشجویان، فرایندی کلیدی برای موفقیت تحصیلی و رفاه روانی آنان است .مطالعه حاضر با هدف شناسایی نقش میانجیگری تنظیم هیجان در رابطه بین انعطافپذیری روانشناختی و سازگاری اجتماعی دانشجویان انجام شد. نمونه آماری مورد مطالعه 382 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاههای شهر خرم آباد (215 زن، 167 مرد) بود که بهوسیله نمونهگیری ...
بیشتر
سازگاری اجتماعی دانشجویان، فرایندی کلیدی برای موفقیت تحصیلی و رفاه روانی آنان است .مطالعه حاضر با هدف شناسایی نقش میانجیگری تنظیم هیجان در رابطه بین انعطافپذیری روانشناختی و سازگاری اجتماعی دانشجویان انجام شد. نمونه آماری مورد مطالعه 382 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاههای شهر خرم آباد (215 زن، 167 مرد) بود که بهوسیله نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. دانشجویان بهمنظور گردآوری دادهها به سه مقیاس؛ تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006)، انعطافپذیری روانشناختی (دنیس و وندروال ،2010) و سازگاری اجتماعی (بل، 1961) پاسخ دادند که پایایی آنها بر اساس آلفای کرونباخ به ترتیب 93/0، 81/0 و 83/0 بدست آمده است. این پژوهش از نوع توصیفی - همبستگی و از نوع کاربردی است که برای بررسی برازش مدل، از مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شده است. یافته های پژوهش حاضر، حاکی از آن بود که انعطافپذیری روانشناختی (β = 0.265) و تنظیم هیجان بر سازگاری اجتماعی (β=0.841 ) اثر مستقیم و معنادار داشت؛ همچنین اثر مستقیم انعطافپذیری روانشناختی بر تنظیم هیجان( β = 0.962) معنادار بود(p<0.01) و در نهایت تنظیم هیجان در رابطه انعطافپذیری روانشناختی با سازگاری اجتماعی در دانشجویان (β = 0.545) نقش واسطه ای ایفا می کند(p<0.01). با توجه به یافتههای بهدستآمده پیشنهاد میشود که متولیان حوزه آموزش، سازوکارهایی را در خصوص افزایش تنظیم هیجان و انعطافپذیری روانشناختی تدوین کرده تا از این طریق شاهد افزایش سازگاری اجتماعی دانشجویان در جامعهمان باشیم.
مقاله پژوهشی
روانشناسی بالینی
زهرا بی باک؛ علی پولادی ریشهری؛ مولود کیخسروانی
چکیده
این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی ترکیب رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) و درمان مبتنی بر چشمانداز زمان (TPT) بر تابآوری دانشآموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر بوشهر انجام شد. در این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل، 90 دانشآموز پسر بهصورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند: گروه DBT (N=30)، گروه TPT (N=30) و گروه ترکیبی (N=30)، به ...
بیشتر
این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی ترکیب رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) و درمان مبتنی بر چشمانداز زمان (TPT) بر تابآوری دانشآموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر بوشهر انجام شد. در این پژوهش نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل، 90 دانشآموز پسر بهصورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند: گروه DBT (N=30)، گروه TPT (N=30) و گروه ترکیبی (N=30)، به همراه یک گروه کنترل (N=30) بدون مداخله. تابآوری با استفاده از مقیاس تابآوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) در مراحل پیشآزمون و پسآزمون سنجیده شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که گروه ترکیبی بهطور معناداری (p<0.001) تابآوری بیشتری نسبت به گروههای تکمداخلهای و گروه کنترل نشان داد. این یافتهها حاکی از اثر همافزای DBT و TPT در تقویت تنظیم هیجانی و جهتگیری مثبت به آینده است. نتایج این مطالعه از کاربرد مداخلات ترکیبی در برنامههای آموزشی و بالینی برای ارتقای سلامت روان دانشآموزان حمایت میکند. پیشنهاد میشود تحقیقات آینده اثرات بلندمدت این رویکرد را بررسی کنند.